ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
29
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
دينورى « 1 » برخى از خرميان معتقد بودند كه بابك يعنى همان ياغى مشهور خرمى پسر همين مطهّر بوده است . در اينجا نيازى نيست كه بيش از اين تاريخ خرميان و شورشهاى آنها را دنبال كنيم . ح . صديقى در كتاب بلند آوازه خود جنبشهاى مذهبى ايران در سدههاى دوم و سوم هجرى « 2 » در اين باره به كمال سخن گفته و كسانى ديگر پس از وى اين كار را دنبال كردهاند . در پايان در عوض بايد توجه شود به گزارشى درباره گروهى خرمى كه تاكنون به آن توجه در خور نشده است « 3 » . اين يكى از گزارشهاى قطعى درباره پيروان اين فرقه و اثر خامه مورخى اسماعيلى نزارى دهخدا عبد الملك پسر على است . وى شايد همان دهخدا عبد الملك فشندى است كه در ربيع يكم 520 / آوريل 1126 « 4 » به فرماندهى ميمون دژ گماشته شد . اصل گزارش از ميان رفته ولى دو صورت متفاوت از آن در جامع التواريخ رشيد الدين و زبدة التواريخ ابو القاسم كاشانى آمده است . دهخدا عبد الملك درباره سال 536 / 1141 - 1142 از گروهى مزدكى - از به كار بردن اصطلاح خرميان خوددارى مىنمايد هر چند خرمى بودن آن روشن است - نام مىبرد كه پيشتر به دعوت اسماعيلى گرويده بودند و در آن سال پنداشتهاى زشت نهانى خود را آشكار ساختند . اعضاى اين فرقهها خود را پارسى ( پارسيان ) مىخواندند . نام پارسى كه به زرتشتيان نيز به ويژه در كشور هند ، اطلاق مىشد ، در جايى ديگر به خرميان اطلاق نشده است . كاربرد اين نام از سوى
--> ( 1 ) . دينورى « اخبار الطوال » ص 397 . دينورى خود اين فرضيه را كه بابك پسر مطهّر است قبول دارد . ( 2 ) . Les Mouvements religieux iraniens au ll ( CS ) et lll ( CS ) siecle de l'hegire , م . ( 3 ) . رشيد الدين جامع التواريخ : بخش اسماعيليان به كوشش م . ت . دانشپژوه و م . مدرسى صص 163 - 149 كاشانى « تاريخ اسماعيليه » به كوشش م . ت . دانشپژوه صص 174 - 171 . اين گزارش را هاجسن M . G . S . Hodgson در The orders of Assassins صص 73 - 71 خلاصهوار آورده است . هاجسن اهميت آن را ناديده گرفته مىگويد كه شايد اين گروه تنها بخشى از ملحدان جامعه اسماعيلى بودهاند . اين نظريه با توجه به بنيادهاى عقيدههاى خاصى كه به اين گروه نسبت دادهاند ، درست نيست . ( 4 ) . رشيد الدين ص 138 .